حفظ «ژاپن اسلامی» چه شد؟



در رفتن محمدمهدی حاتمی قانون اولویت امروز در ایران چیست؟ پاسخ به این سوال این است که از گروه‌های اجتماعی مختلف، سبک‌های مختلف بپرسیم: هرچه سرمایه بیشتری داشته باشند، احتمال بهبود فضای کسب‌وکار بیشتر است. حتی با کمک دلالان ثروت، بعید است که ارزش دارایی هایی مانند مسکن یا نرخ ارز روز به روز بالا برود.

نظر حاکمان چیست؟

گفته می شود فراریان، اما دولتمردان و حاکمان چگونه فکر می کنند؟ نگاهی اجمالی به اقتصاد ایران نشان می دهد که نظام حاکمیت فعلی در ایران یا «رشد» است یا «ثبات».

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در دولت هفدهم در پایان اردیبهشت ماه (چند هفته قبل از افزایش قیمت بنزین و تبعات آن) گفت: بانک مرکزی را تحریم کرده و دور نیست. تا فردا وزارت نفت و شرکت ملی نفت کشور را تحریم کنند.» وی ادامه داد: در این شرایط اولویت دولت بیش از هر چیز اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که می توانیم این شرایط را پشت سر بگذاریم.

علی اکبر ولایتی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با اشاره به وضعیت منطقه و جنگی که عربستان در یمن به راه انداخته بود، گفت: آنها به جای لباس، دست و بازو دارند و چند تکه نان خشک است، اما سعودی ها نمی توانند این کار را انجام دهند.»

اما این سخنان برای کسانی که توسعه اقتصادی قبلی در ایران را به یاد دارند، تکان دهنده است. ساعت 10 صبح ایران نشانه های اقتصادی جالبی داشت: برخی می گویند ایران باید به «ژاپن اسلامی» تبدیل شود (همانطور که در مورد پهلوی دوم، ایران باید به «ژاپن دوم» تبدیل شود). مرحوم هاشمی رفسنجانی، مدیر بخش «ماهاتیر محمد» نیز از اولین وزیر مالزی استقبال کرد، مردی که مالایی های فقیر را گسترش داده بود.

چه اتفاقی برای همه ما افتاد؟

اما در حدود دو دهه اخیر، اقتصاد ایران نه تنها نتوانسته است پس از گذار به ژاپن و مالزی بهبود یابد، بلکه به گردش مالی ترکیه نیز دست یافته است. بسیاری از کشورهای کوچک مانند امارات متحده عربی، قطر و حتی جمهوری آذربایجان (مخصوصاً با مشکلات خودشان) امروز وضعیت اقتصادی بسیار بهتری نسبت به ایران دارند.

نمی توان این واقعیت را انکار کرد که اساساً بر اساس ارقام کریستالی است: صادرات غیرنفتی به امارات در حال حاضر برابر با صادرات غیرنفتی ایران است. حجم صادرات ترکیه (کشوری که همچنان اصرار دارد دستگیری های ویژه دارد و می خواهد این کار را انجام دهد) نیز در سال گذشته به حدود 250 میلیارد رسید. صادرات نفت ایران در قرن گذشته به رکورد صد میلیارد رسیده است.

مهمتر از همه، گزارش های منتشر شده از «تولید ناخالص داخلی» نشان می دهد که اندازه اقتصاد ایران در حال حاضر حداقل برابر با اندازه اقتصاد پاکستان یا اندازه کوچکتر از اقتصاد عراق است.

این در حالی است که در سال اول، اندازه اقتصاد ایران و اندازه اقتصاد ترکیه از نظر «تولید ناخالص داخلی بر اساس شاخص برابری قدرت خرید» (PPP به جای تولید ناخالص داخلی) تقریباً برابر بود.

در این سال ها دیدیم که در صنعت خودرو هستیم (که ترکیه ندارد). ما جای پایی داریم (که ترکیه هنوز آن را نساخته است) و بزرگترین اکوسیستم را در منطقه استراتاپی داریم (که ترکیه ندارد).

در حال حاضر ترکیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان خودرو و قطعات خودرو به اروپا است. “پرچمدار” (Bayractor) در نقاط مختلف جهان از جمله لهستان و اوکراین به فروش رسیده است و در حال حاضر حداقل دو استارت آپ به نام “یونیکورن” (استارت آپ با ارزش بازار بیش از 1 میلیارد) وجود دارد. ، که در منطقه غرب است.

پسوند: تقریبا هیچ!

اما اولویتی که به اقتصاد ایران داده شده از «رشد و توسعه» (در دهه های گذشته) به «تاب آوری» (امروزه) رسیده است. به بیان ساده، چرا باید مراقب باشیم که امروز کجا هستیم را از دست ندهیم؟

پاسخ به این سوال تقریباً جهانی است: منابع اقتصادی کشور (که طبیعتاً محدود است) صرف اولویت‌های اصلی می‌شود. شاهد: متهم کم نداریم: بودجه عمرانی کشور در سال های اخیر آنقدر کم بوده که به مایل ها «نه» رسیده است.

به عنوان نمونه بر اساس آمار مرکز آمار مجلس عوام، بودجه عمرانی دولت هفتم در ابتدای شروع به کار دولت هفتم (نهایی) حدود 5 هزار میلیارد تومان بود که 5 سال بعد و توسط پایان دولت دولت به 2 هزار و 2 میلیارد تومان رسیده است. در بودجه عمرانی هشتم (نهایی) بودجه عمرانی به حدود 3 هزار میلیارد تومان و به طور خلاصه بودجه عمرانی معادل 3 سال افزایش یافت.

در دولت نهم و دهم (احمدی نژاد) علاوه بر افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی، بودجه عمرانی بین 11 2000 میلیارد تا 174000 میلیارد در سال و ح 2000 تا 2 میلیارد در سال و غیره رسید. سال رشد 5 درصدی

در بودجه عمرانی یازدهم (معنوی) دولت، بودجه به 7 میلیارد تومان در سال رسیده است که حدود 3 میلیارد تومان در سال است، یعنی نزدیک به 3 درصد رشد داشته است. تا پایان 9 ماهه سال جاری بودجه عمرانی کشور به حدود 2 هزار میلیارد تومان رسیده بود.

اما برای اینکه این عدد واضح تر شود (و البته آخرین و نه اعدادی که مثلاً 3 سال پیش مربوط می شود و در نرخ تورم گنجانده شده است) به این داده ها نگاه کنید: دولت روحانی مجبور به چاپ در مورد 2000 میلیارد تومان برای پرداخت موسسات مالی غیرمجاز به خیرین.

در سال نهم (که بودجه عمرانی آن در سه ماهه اول سال 5 میلیارد تومان بود)، روزانه حدود 1.3 میلیارد تومان جریان نقدی در اقتصاد ایران ایجاد شد. به عبارت ساده تر، بودجه عمرانی کشور در شش ماهه نخست سال جاری معادل نقدینگی ایجاد شده تنها در یک روز در اقتصاد ایران است. این ناچیز است.

اولویت ما چه چیزی باید باشد؟

اما او باید چه کار کند؟ کتاب معروفی با عنوان «ریشه های دیکتاتوری اقتصادی و دموکراسی» (نوشته داروین عجم اوغلو و جیمز رابینسون که در ایران نیز در قوه قضائیه ترجمه و منتشر شده است) پاسخ خوبی به این پرسش می دهد.

نویسندگان (که اقتصاددانان مشهوری هستند و اولین شانس کشف جایزه نوبل در اقتصاد را دارند) دموکراسی را به عنوان وضعیتی تعریف می کنند که در آن منابع اقتصادی بیشتر از منافع برای عموم مردم است (که در این کتاب با عنوان “فقیر” نیز نامیده می شود). نخبگان یا طبقه حاکم (که قرار است همان «طبقه ثروتمند» در کتاب باشد) در این شرایط قرار دارند و برای خود منابع می خواهند.

کتاب بسیار مفصل است و ما در اینجا قصد نداریم وارد جزئیات بیشتر شویم، اما راه حلی که ممکن است گم شود جالب است: طبقه نخبگان، اگر بخواهند از طبقه مرفه جلوتر باشند، لزوماً همان منافع اقتصادی را نخواهند داشت. اگر خیلی دیر شده باشد.

اگر به اقتصاد (که نفت دیگری ندارد و به شدت در انزوا قرار دارد) پشت کنیم، منابع اقتصادی از کجا باید تامین شود؟ به طور خاص با گرفتن مالیات. اما چه کسی باید مالیات بپردازد: ثروتمندان. آنها نیز طبیعتاً ترجیح می دهند مالیات نپردازند.

به طور خلاصه، راه برون رفت از بحران کنونی وجود دارد و همچنین امکان بازگشت به مسیر گسترش با اولویت دادن به منافع مشترک شهروندان وجود دارد.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم